مجله گزارش موسیقی-پویان نادری
ما انسانها همواره در حال انتخاب کردن در زندگی هستیم: انتخاب بین گزینه ی درست و گزینهی آسان. با کمی تأمل در انتخابهای گذشته پی خواهیم برد که کدام انتخابها درست و کدامها آسان بوده اند. در نگاه اول شاید به نظر رسد که این موضوع ربطی به دنیای موسیقی ندارد اما اگر با کمی دقت مسائل و مواضع موسیقی را تحلیل کنیم، خواهیم دید که این موضوع چندان هم بیربط نیست.
برای مثال چقدر آسان است وقتی موسیقیای که تا بحال نشنیده ایم یا برای گوش ما غریب است را موسیقی بد یا مبتذل بخوانیم. بنده هیچ کتاب یا مأخذ معتبری را نمیشناسم که تعریفی برای موسیقی مبتذل در آن نگاشته شده باشد. شاید مردمان شریف یک مرز و بوم، هر آنچه که نسبت به آن آگاهی ندارند را مبتذل بنامند. حال انتخاب درست کدام میتواند باشد؟ آیا نمیتوان با تحقیق و تحلیل در مورد موسیقیای که برای گوش ما ناآشناست ریشهها و دلایل به وجود آمدنش را دریافت؟ مگر نه اینکه در عالم هنر هر سبک و گونهای که بوجود میآید حتماً دلیلی برای بجودآمدن داشته است؟ اگر به گوش امروزِ ما، نوعی از موسیقی خوشایند نیست، شاید از ناآگاهی ماست. شاید به گوش خود جز اصوات اقلیمی و تعصبیمان چیزی نخوراندیم. شاید گوش ما زندانی تعصبها و افکار بستهی ماست. بنده به عنوان آهنگساز و معلم موسیقی باید اشاره کنم که اگر سلیقهی موسیقایی شما در طول چندین سال تفاوتی نکرده است، پس گوش و هوش شما نیز هیچگونه پیشرفتی نداشته است.
نمونه ی دیگری از انتخاب صحیح یا آسان، میتواند در رابطه با حالت دفاعی برخی همکاران و هنرجویان حوزه ی موسیقی سنتی در برابر کسب علم موسیقی باشد. و چه سهل است خود را بینیاز از علم دانستن. چه آسوده است آنکه در بیخبری به سر میبرد. آیا علم و آگاهی در هنر باعث پیشرفت درک و فهم موسیقی و کشف احساسات نو نمیشود؟ هنرجویان بسیاری در این حوزه از آنچه مینوازند کاملاً بیخبرند و چون درک صحیحی از آنچه مینوازند ندارند، سرانجام مأیوس و سرخورده میشوند.

